العلامة المجلسي

892

حياة القلوب ( فارسي )

كسى بعد از آن أطاعت امر طالوت نمىكرد ، بني إسرائيل بر سر أو جمعيت كردند ، حق تعالى بر أو زبور را فرستاد وزره ساختن را تعليم أو نمود ، وآهن را مانند موم در دست أو نرم كرد ، امر فرمود مرغان وكوهها را كه با أو تسبيح بگويند ، وآوازى به أو عطا فرمود كه هيچ‌كس به آن خوشى آواز نشنيده بود ، وبه أو قوّت عظيم براي بندگى خود كرامت فرمود ، ودر ميان بني إسرائيل به پيغمبرى وخلافت الهى قيام نمود « 1 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود : در بني إسرائيل پيغمبرى وپادشاهى از يكديگر جدا بود تا آنكه در زمان حضرت داود عليه السّلام در يكجا جمع شد ، پادشاه كسى بود كه لشكر مىكشيد وجهاد مىكرد وپيغمبر امر أو را انتظام مىداد ، وخبرها از جانب خدا به أو مىرسانيد . پس بني إسرائيل در زمان جالوت از پيغمبر خود پادشاه طلبيدند ، پيغمبر به ايشان گفت كه : در ميان شما وفا وراستگوئى ورغبت در جهاد نيست . گفتند : چون جهاد نكنيم در اين وقت كه ما را از خانه‌ها وفرزندان خود دور كرده‌اند ؟ چون حق تعالى طالوت را پادشاه ايشان گردانيد بزرگان بني إسرائيل گفتند : طالوت كجا رتبهء آن دارد كه پادشاه ما باشد ، أو نه از خانهء پيغمبرى است ونه از خانهء پادشاهى ، وپيغمبرى در سبط لاوى مىباشد وپادشاهى در سبط يهودا ، وطالوت از سبط بنيامين است . پيغمبر گفت : خدا أو را تنومندى وشجاعت وعلم ودانائى داده است ، وپادشاهى به دست خداست به هر كه مىخواهد مىدهد ، شما را نيست كه كسى را كه خدا اختيار كرده است رد كنيد ، علامت پادشاهى أو آن است كه تابوت مدتي است كه از دست شما به در رفته است ، ملائكة از براي شما خواهند آورد وشما هميشه به بركت تابوت لشكرها را مىگريزانديد .

--> ( 1 ) . كمال الدين وتمام النعمة 154 ؛ تفسير عياشى 1 / 134 .